نوشتاری در خصوص ورم پستان

ورم پستان پر هزینه ترین بیماری صنعت دام شیری است، حتی زمانی که بیماری به صورت تحت بالینی است و باکتری ها در پستان وجود دارند. این عوامل بیماری زا بافت ترشح کننده شیر را تخریب می کنند و باعث کاهش تولید شیر می شوند. ورم پستان تحت بالینی را نمیتوان به راحتی تشخیص داد اما در صورت بالا بودن سلول های بدنی (سوماتیک) میتوان به وجود آن آگاه شد. تعداد 1 میلیون سلول در میلی لیتر شیر بیانگر آن است که بیش از 30 درصد کوآرترهای گله آلوده به ورم پستان است.

یک دامدار سالانه چقدر پول از دست میدهد؟

گله های با شمارش سلولی بالا و کوارترهای مبتلا، 20 تا 30 درصد از تولید شیر و درآمد خود را از دست میدهند. در یک گله 500 راسی، با میانگین تولید 35 کیلوگرم شیر در روز به ازای هر گاو و با قیمت شیر 2000 تومان به ازای هر کیلو شیر، 20 درصد کاهش به معنای دو و نیم میلیارد تومن ضرر در سال خواهد بود و علت آن تنها ورم پستان است.
با مدیریت صحیح شیردوشی و با توجه به علم روز، از هدر رفتن سرمایه خود هر چه سریعتر پیشگیری کنید.

دستگاه شیردوش:

دستگاه شیردوشی معمولا 12.5 تا 15 اینچ جیوه فشار بر بیرون سرپستان ها وارد میکند. این میزان فشار، اختلافی حدود 15 برابر فشار داخل پستان ایجاد می کند که برای باز کردن اسفنکترها و خروج شیر از پستان ها کافی است. حتی در پایان شیردوشی که فشار داخل پستان کاهش یافته است هنوز این مقدار برای تخلیه شیر کافی است. همانطور که خلا باعث بیرون کشیدن شیر می شود، خون و مایعات سلولی و لنف را نیز به سمت پوست سرپستان می کشد. اگر فشار خلا دائمی باشد آسیب ظاهر می شود و دام به سرعت به ورم پستان مبتلا می شود. پولساتور برای جلوگیری از بروز این مشکل طراحی شده است.


ورم پستان:
آسیبی که ورم پستان به دامدار می زند سالانه معادل 200 دلار (به علت نوسان نرخ شیر از واحد دلار و از داده های بین المللی برای بیان ضرر استفاده شده است) به ازای هر راس گاو می باشد. طبیعی است که دامداران برای افزایش درآمد خود می بایست این بیماری را کنترل نمایند. در صورت درگیری پستان با عوامل به وجود آورنده ورم، سلول های تولیدکننده شیر از بین می روند و باسلول های غیرتولیدکننده جایگزین می شوند که نتیجه آن کاهش تولید دام تا پایان عمر می باشد. پاتوژن ها از طریق سرپستان و کانال آن وارد بافت پستان می شوند. کانال پستان در حالت عادی توسط اسفنکتر خود بسته نگه داشته می شود تا شیر از پستان بیرون نریزد و عوامل خارجی نیز وارد پستان نشوند. از طرف دیگر لایه کراتینی تشکیل شده در مسیر کانال با کشتن عوامل بیماری زا سعی می کند از ورود مهاجمین به داخل پستان ممانعت به عمل آورد.


عوامل بیماری زای واگیردار:
این عوامل توسط دست ها، دستگاه شیردوش و راه های دیگر منتقل می شود. بنابراین در زمان دوشش و به خصوص در زمان ابتلا به ورم پستان، شیردوشی می بایست با دستکش نیتریل بدون پودر دوشیده شوند تا انتقال بیماری کاهش یابد.


استافیلوکوکوس آگلاکتیه در داخل پستان زندگی میکند و خارج از پستان برای مدت طولانی زنده نمی ماند. این باکتری به پنی سیلین حساس می باشد و در صورتیکه درمان شود به گله باز نمی گردد مگر اینکه توسط یک دام مبتلای تازه خریداری شده وارد محیط شود.


استافیلوکوکوس اورئوس در داخل پستان و روی پوست گاو مبتلا زندگی میکند. با مدیریت مناسب می توان شیوع ان را کنترل کرد. این باکتری در مراحل اولیه آلوده شدن غدد پستانی، به آنتی بیوتیک ها حساس است اما در صورت طولانی شدن بیماری، پاسخ به درمان کاهش می یابد. در موارد حاد میتواند منجر به مرگ دام شود.


استافیلوکوکس دیس گالاکتیه ممکن است در هر مکانی وجود داشته باشد: در پستان، شکمبه، کود و در بهاربند. این باکتری را با ضدعفونی صحیح می توان کنترل نمود و نسبت به آنتی بیوتیک ها حساسیت متوسطی دارد.


ماکروپلاسما موجود خاصی است. به عنوان باکتری و ویروس شناخته نمی شود و در خانواده میکروب ها طبقه بندی می گردد. این موجود دیواره سلولی ندارد و نسبت به آنتی بیوتیک هایی که به دیواره سلولی حمله می کنند پاسخی نمی دهد. از آنجاییکه درمان قطعی و مشخصی برای میکروپلاسماها وجود ندارد بهترین راه کنترل، ممانعت از خرید دامهای مبتلا از طریق بررسی آزمایش خون می باشد.


عوامل بیماری زای محیطی:
این موجودات در محل زندگی دام زندگی می کنند و همیشه وجود دارند. باکتری کلی فرم یک آلوده کننده محیطی است. آنها در کود، آب آلوده و بستر دام زندگی میکنند. ضدعفونی دقیق برای کنترل این پاتوژن ها لازم است. این عامل بیماری زا به آنتی بیوتیک حساس نیست.


استافیلوکوکس اوبریس همه جا زندگی میکند: در شکمبه، کود و حتی در پستان. آنها را می توان با ضدعفونی صحیح و دوشش از پستان های تمیز و خشک کنترل نمود.


بیشترین زمان ابتلا به ورم پستان:

نرخ ابتلاهای جدید در زمان دو هفته اول خشک کردن دام و دو هفته آخر دوره خشکی بیشترین است. همچنین نرخ ابتلاهای جدید در اوایل دوره زایش افزایش می یابد و سپس به تدریج کاهش می یابد.

23
0
 
1
دیدگاه ها